کوچه هنوز بوی تو را میدهد
باد، اسم تو را صدا میزند
شهر از صدای قدمهایت
خالیتر از همیشه است
لباس سفیدم خاکی شد
از بس زمین را بوسیدم
گفتم بلند شو دلبرم
گفتند که دیر رسیدم
میرقصم امشب روی خاکت
با اشک و با موهای پریشان
میرقصم ای جانِ جوانم
تا بشکند این بغض پنهان
میچرخم، دنیا بچرخد
دردم به آسمان برسد
میرقصم تا شهر بداند
مادر هنوز ایستاده است
گفتند سکوت کن مادر
گفتم صدایم رقصم است
هر ضربِ پایم روی زمین
فریادِ بیمرزِ من است
چشمان من دریا شده
دریا ولی خاموش نیست
در سینهام آتشی هست
این خاک سرد، گوش نیست
پیرهن سفیدم شاهد است
دستهای خالیام گواه
من آخرین بوسهام را
با چرخشی دادم به ماه
میرقصم امشب روی خاکت
با گریههای بیپایان
میرقصم ای نورِ نگاهم
تا زنده بمانی در جهان