تو را نمیشناسم امشب گریه کردم برات
وقتی دیدم میرقصی تنها میانِ خاطرات
روی مزارِ دلبرت، ای مادرِ دلسوخته
با مویِ پریشانِ تو لرزید زمین و کائنات
تو را نمیشناسم اما دل شکستم برات
وقتی دیدم هیچ کسی مرهم نیاورد برات
سپیدپوش و خاکآلود، چرخان میانِ کوچه
فریاد تو پیچیده در بغضِ همین حیات
تو رقصیدی و گریستی، چرخیدی میانِ درد
من ماندم و لرزیدم از این همه آهِ سرد
بر خاکِ خونِ پسرت، ای مادرِ استوار
رقصت شده فریادی بر ظلمِ روزگار
مادر برقص، برقص که رقصت آتیشه
آتیشی که ریشهی ظلمو همیشه میکِشه
مادر برقص، برقص که نامش زندهست
نامِ پسرت زندهست، تا وقتی این صدا هست