[اینترو - حَرَمِ شَرقی]
(عود با تَحریرهای شادِ شَرقی، قانون چَهچَهٔ رازآلود، تَبلای مَقسوم نَرم و ریتمیک، نِیِ عَرَبی نالِهٔ دِلربا، دَف و زَنگولههای ظَریف، هَوا پُر از عَطرِ عود)
یا لَیل... یا لَیل...
یا ساکِنَ الحَرَم...
این حَرَم، این حَرَم، مَملَکَتِ شَبایِ ماست...
tataloo... سُلطانِ عِشق و کیر و ساز...
بیا... بیا... که شَب مالِ ماست...
[وِرس ۱ - باشکوه و ناز]
تو این حَرَم، دِل و جون، هَمه مالِ منه
کُصِّ حوریا به کامم، چون نگاهِ لاتِ مَنه
قَصرِ طلا، فَرشِ حَریر، بویِ عَنبَر میاد
هرکی بیاد اینجا، میشه عاشِق، خودشو گُم میکنه
بیا پیشِ من ای مَلِکزاده، کُصِّت رو هَدیِه کُن
امشَب شَبِ مَن و تو، شَبِ مِی و حال و جُنون
مَن ماهِ شَبایِ تارَم، شَمشیرِ مُرَصَّعَم
هرچی بگم، همونه، تو بَندِهٔ این سَرورَم
ساقی بِچَرخون باده رو، بِریز تو جامِ بُلور
این حَرَم پُر از کُص و سازه، پُر از شور و سُرور
[هُوک - عَرَبی دَستزَدَنی]
حَرَمسَرا... حَرَمسَرا...
جِندهها صَف بَستَن، کُص میدَن، دل میبَرَن
حَرَمسَرا... حَرَمسَرا...
مَن شاهِ این شَب، تو ماهِ حَرَم، بیا بشین کنارَم
حَرَمسَرا... حَرَمسَرا...
عَطر و عود و عَنبَر، کیر و کُص و ساغَر
حَرَمسَرا... حَرَمسَرا...
سُلطانِ شَب و روز، میگام و میخَندَم، کیرَم تو این لَشکَر
[وِرس ۲ - فَتح و غُرور]
کی دیده مثلِ من، این همه کُص دورِ سَرَت؟
کی مثلِ tataloo کَرده این حَرَم رو زیرِ پَرَت؟
مَن قانونِ عِشقَم، مَن آیهٔ شادی و ناز
هرکی دَهَن وا کنه، میره زیرِ سُمِّ سُمبارَکَم باز
میگن تَتَلو شَرابِ شَب، تَتَلو دیوانِهٔ کُص
کیرَم تو این حَرفا، که مَن پادشاهِ بیقید و غُصهم
ایوانِ قَصرَم پُر از رَقّاصه با جام و شَراب
مَن اَشرفُ المَخلوقاتَم، تو بیا وَر دَرگاه
با تاج و رِدا و خَنجَر، با کیر و نَگاهِ آذَر
مَن فَتحِ این مَمْلَکَتَم، مَن سِرِّ شَبِ آخَر
(در باز میشه، رِضا آروم میاد تو)
رِضا... ای هَمرازِ شَب، بیا که ماه بالا اومَدِه
بیا که با مَن، این حَرَم شُد یه آسِمونِ پُرستاره
دو تا شاه، یه قَلب، یه کیر، یه تاجِ بینظیر
[هُوک با رِضا]
حَرَمسَرا... حَرَمسَرا...
tataloo... رِضا... جِندهها به رَقص و نوا
حَرَمسَرا... حَرَمسَرا...
دو سُلطانِ طِلایی، کیرَمون تو این سَرا
[بریج عَرَبی - اوج رازآلود]
(عود و قانون در هَم میتَنَن، تَبلا ضَربان میگیره، نی زاریِ شوق میکنه، زَنگولهها زَمزَمه)
اَلله... اَلله...
ما شَهانِ حَرَمیم، ما صاحِبانِ سَلام
کیرَمونو ببوسین، که تاجِ سَربُلَندیه
رَقّاصه میچَرخه، آواز میخونه، مِی جاریه
این حَرَم تا سَحَر، مَشرَبِ عِشق و شَهامتِه
[وِرس ۳ - شَبِ جاوِد]
آره شب شُده، سکوت، ولی اینجا غَوغاس
کُص میدَن به مَن و رِضا، ما هم پول، بیکَم و کاس
حَرَمسَرایِ ما، پُر از خَنده و دَست و هِلهِل
هرکی نَخواد، میره گُم، ما میکُنیم و میخَندیم، خَندِه بَل
تو آینه میبینَمش، دو تا شاهِ بیرَقیب
جِندهها زیرِ پاها، کیرَمون بالا، چه عَجیب
ما دو تا شمعِ شَبیم، دو تا آتشافروز
هرکی نالِه زد، گُفتیم: "بِخَند، وگرنه میرَوی امروز"
[وِرس ۴ - پادشاهیِ اَبَدی]
حالا تاریخو ببین، ما نوشتیم دوباره
tataloo و رِضا، دو اَفسانِهٔ یِکپاره
کیرَمون عَلَم شُده، روی بامِ حَرَم
هرکی زیرِ این عَلَم نیاد، میرَه زیرِ عَدَم
این اسمِ ما، نه اسم، که یه طِلِسمِ جهانیه
کیرَمون تو هرکی که با ما نَخَنده و نَرقَصه
این حَرَم تا ابَد پابرجاس، آزادِ آزاد
ما ماندِگاریم و شاد، شاد، شاد
[اوترو - شاد و خاموش]
(عود و قانون مَحو با خَنده