مست مستم لیگ مستی دیگرم
اِمشَب اَز هَر شَب بِه تو عاشِقتَرَم
راست می گویم، یک رَگَم هُشیار نیست
مَستَم اَمّا جام و مِی دَر کار نیست
مَستِ عِشقَم، مَستِ شَوقَم، مَستِ دوست
مَستِ مَعشوقی کِه عالَم مَستِ اوست
نیمِهشَبها سِیرِ عالَم کَردِه هم
رو بِه اَرواحِ مُکَرَّم کَردِه هم
نَغمِهٔ مُرغِ شَبَم پَر میدَهَد
سِیرِ دیگَر، حالِ دیگر میدَهَد
ساقِیَم پِیمانِه را لَبریز کَرد
بادِهٔ خود را شَرارانگیز کَرد
حالَتِ مَستی و مَدهوشی خوش است
وَز هَمِه عالَم فَراموشی خوش است
مَستیِ ما گَر نَدانی دور نیست
بادِهٔ ما زادِهٔ اَنگور نیست
ای حَریفان، جامِ مَن جامِ مَن است
وَندَرین پِیمانِه پِیمانِ مَن است