[Verse 1]
باد میوزه از البرز
بوی خون و خشم و دعا
اسمها روی دیوارا
خط میخوره، میشه صدا
چشمها توی میدونا
دنبال فردای جدیده
پیری که افتاده از تخت
حکمت مردم رو ندیده
[Chorus]
برگرد، پسرِ آن پادشاه
ایرانو از خاکش بردار
تاج اگه روی سرت باشه
باید رو قلبِ ما بذاری یار
ایران، ایران، اسمِ ما روشنه
از خاک تا سقفِ آسمون
قسم به اشکِ مادرارو
دیگه نمیذاریم بیاد اون جنون (هی!)
[Verse 2]
تو از قصههای بابات
تبعید و تبداریا رو شنیدی
حالا برگشتی تو طوفان
وسطِ این زخمای قدیمی
میگیم عدالت، میگیم قانون
نه قصرِ کور، نه تختِ خالی
میخوایم که دستت تو دستِ ما
نه بالای سر، نه تو خیالی
[Chorus]
برگرد، پسرِ آن پادشاه
ایرانو از خاکش بردار
تاج اگه روی سرت باشه
باید رو قلبِ ما بذاری یار
ایران، ایران، اسمِ ما روشنه
از خاک تا سقفِ آسمون
قسم به خونِ جوونامون
دیگه نمیذاریم بشه سرکوب و سکون (هی، هی!)
[Bridge]
یا شاهِ مردم، یا هیچکس
این عهدِ میدون و خیابونه
اگه با ما نیستی امروز
فردا تو تاریخ، بیستونه (اوه)
[Chorus]
برگرد، پسرِ آن پادشاه
با ما قدم بردار، نه پیشدار
تاج اگه روی سرت باشه
بذار ببینیمش توی رفتار
ایران، ایران، برفِ کوه آب شد
آفتاب از خونمون جوشید
تا وقتی دستبهدست همیم
این انقلاب از ریشه میروید (ایران، ایران!)