رفتی و مونده عطرِت هنوز،
روی نفسهای بیرمقَم...
هر شب با یادِ چشمات،
میسوزم و باز، عاشقَم...
تو رفتی و بارون گرفت،
دلم شکست، صدام گرفت،
بغضی که جا موند توی گلوم،
با اسمِ تو، دوباره غم گرفت...
میگن زمان، دردامو میبره،
اما هنوز، یادِ تو میزنه...
هر چی نوشتم از دلِ خستهم،
آخرش اسمِ تو میرسه.