[Verse 1] [Soft strings, Persian slow ballad]
چهارم به کردار خرم بهار
بدین سان که بیند همی شهریار
بدان چامهزن گفت کای ماهروی
بپرداز دل چامهٔ شاه گوی
بتان چامه و چنگ برساختند
یکایک دل از غم بپرداختند[Chorus – Choir sings refrain] [Epic, group harmony]
خنک آنک شبگیر بیندت روی
خنک آنک یابد ز موی تو بوی[Verse 2] [Light percussion, meditative flow]
نخستین شهنشاه را چامهگوی
چنین گفت کای خسرو ماهروی
نمانی مگر بر فلک ماه را
به شادی همان خسرو گاه را
به دیدار ماهی و بالای ساج
بنازد بتو تخت شاهی و تاج[Chorus – Choir sings refrain] [Epic, group harmony]
خنک آنک شبگیر بیندت روی
خنک آنک یابد ز موی تو بوی[Verse 3] [Harp, dreamy, waltz rhythms]
میان تنگ چون شیر و بازو ستبر
همی فر تاجت برآید به ابر
به گلنار ماند همی چهر تو
به شادی بخندد دل از مهر تو
دلت همچو دریا و رایت چو ابر
شکارت نبینم همی جز هژبر[Bridge] [Solo ney, mystical, moderate tempo]
همی مو شکافی به پیکان تیر
همی آب گردد ز داد تو شیر
سپاهی که بیند کمند ترا
همان بازوی زورمند ترا[Chorus – Choir sings refrain] [Epic, group harmony]
خنک آنک شبگیر بیندت روی
خنک آنک یابد ز موی تو بوی[Verse 4] [Tombak, tradition, uplifting]
به درد دل و مغز جنگاوران
وگر چند باشد سپاهی گران
چو آن چامه بشنید بهرام گور
بخورد آن گران سنگ جام بلور
بدو گفت شاه ای سرافراز مرد
چشیده ز گیتی بسی گرم و سرد[Pre-Chorus] [Tension, minor strings]
نیابی تو داماد بهتر ز من
گو شهریاران سر انجمن
بمن ده تو این هر سه دخترت را
به کیوان برافرازم اخترت را[Chorus – Choir sings refrain] [Epic, group harmony]
خنک آنک شبگیر بیندت روی
خنک آنک یابد ز موی تو بوی[Verse 5] [Lute, daf, festive]
به دو گفت برزین که ای شهریار
بتو شاد بادا می و میگسار
که یارست گفت این خود اندر جهان
که دارد چنین زهره اندر نهان
مرا گر پذیری بسان رهی
که بپرستم این تخت شاهنشهی[Bridge] [Solo oud, gentle, flowing]
پرستش کنم تاج و تخت ترا
همان فر و اورنگ و بخت ترا
همان این سه دختر پرستندهاند
به پیش تو بر پای چون بندهاند[Chorus – Choir sings refrain] [Epic, group harmony]
خنک آنک شبگیر بیندت روی
خنک آنک یابد ز موی تو بوی[Verse 6] [Dulcimer, soft violin, delicate]
پرستندگان را پسندید شاه
بدان سان که از دور دیدش سه ماه
به بالای ساجند و همرنگ عاج
سزاوار تختاند و زیبای تاج[Verse 7] [Mystic chime, slow, cinematic]
پسانگاه گفتش به بهرام پیر
که ای شاه دشمنکش و شیرگیر
بگویم کنون هرچ هستم نهان
بد و نیک با شهریار جهان[Bridge] [Strings, gentle, ambient space]
ز پوشیدنی هم ز گستردنی
ز افگندنی و پراگندگی
همانا شتربار باشد دویست
به ایوان من بندهگر بیش نیست[Verse 8] [Harp, dreamy, warm mood]
همان یاره و طوق و هم تاج و تخت
کزان دختران را بود نیکبخت
ز برزین بخندید بهرام و گفت
که چیزی که داری تو اندر نهفت
بمان تا بباشد همانجا به جای
تو با جام می سوی رامش گرای[Chorus – Choir sings refrain] [Epic, group harmony]
خنک آنک شبگیر بیندت روی
خنک آنک یابد ز موی تو بوی[Verse 9] [Flute, ceremonial, hopeful]
بدو پیر گفت این سه دختر چو ماه
به راه کیومرث و هوشنگ شاه
ترا دادم و خاک پای تواند
همه هر سه زنده برای تواندمهین دخترم نام ماهآفرید
فرانک دوم و سیوم شنبلید
پسندیدشان شاه چون دیدشان
ز بانو زنان نیز بگزیدشان[Verse 10] [Orchestra, timpani, epic build]
به برزین چنین گفت کاین هر سه ماه
پسندید چون دید بهرامش