[Verse 1]
برارِ بچه قالینفروش
از صبح تا شام، خستهگی دوش به دوش
گردِ نخ و رنگ روی لباست
خندهات اما روشنِ چشماست
[Chorus]
برارِ بچه قالینفروش، ای جان
تو که دلها را میبافی آسان
گرچه دستت پر تاول شده جان
باز میخندی، میگویی که مه مهمان (ها)
[Verse 2]
کوچه پر از بوی چای تازه
مادرت صدا میزندت، اندازه
چانه میزنی، میگویی کم است
میگی نانِ خانه بسته به هم است
[Chorus]
برارِ بچه قالینفروش، ای جان
تو که دلها را میبافی آسان
گرچه دستت پر تاول شده جان
باز میخندی، میگویی که مه مهمان (ها)
[Bridge]
یک روزی میگی دکان از مه است
قالین تا سقف، جهان با مه است
امروز اما در سرما و گرمی
با هر گره میبافی رویا و شرمی
[Chorus]
برارِ بچه قالینفروش، ای جان
تو که دلها را میبافی آسان
گرچه دستت پر تاول شده جان
باز میخندی، میگویی که مه مهمان (ها)