[Verse 1]
شبِ داغِ شهرِ خسته
تو نفس میکشی، میسوزم
خواب میلرزه رو دیوارا
دل از این فاصله پره هُزن
تنِ من نمنمِ بارون
تو رگام آتیشِ فردا
هر نفس میگم به خودم
جا نزن، جا نزن، حتّا
[Chorus]
فاصله تا سحر هیچی نیست
وقتی که میسوزی، میسازی، میری
از دل این جنگِ بیصدا
قدمی دیگه مونده، تو بزن، تو بزن، برو بالا
فاصله تا سحر، چشماتو ببند
دردو بکش، ولی نذار بشکنه تنت
تو از دلِ این شب، راه و درمیاری
قویتر از این ترس، تو خودِ بیداری
[Verse 2]
خبرای سردِ دوردست
رو سرم میباره هر شب
اما این نبضِ تندِ تو
میبره مرزِ ترس و عادت
عرقِ پیشونیت شده پرچم
رو زمین، دستات قسم خورد
هر فشار، هر سوزشِ عضله
میگه هنوز زندهای، هنوز داغ و پر درد
[Chorus]
فاصله تا سحر هیچی نیست
وقتی که میسوزی، میسازی، میری
از دل این جنگِ بیصدا
قدمی دیگه مونده، تو بزن، تو بزن، برو بالا
فاصله تا سحر، چشماتو ببند
دردو بکش، ولی نذار بشکنه تنت
تو از دلِ این شب، راه و درمیاری
قویتر از این ترس، تو خودِ بیداری
[Bridge]
اگر دنیا آتیش شد، تو نمشی خاکستر
هر حرکتت فریاده، رد میشه از این مرزها، این مرز
از کوچههای پر دود، تا سقفِ هر باشگاه
اسم تو میمونه
روی این قلبای بیتاب
[Chorus]
فاصله تا سحر هیچی نیست
وقتی که میسوزی، میسازی، میری
از دل این جنگِ بیصدا
قدمی دیگه مونده، تو بزن، تو بزن، برو بالا
فاصله تا سحر، چشماتو ببند
دردو بکش، ولی نذار بشکنه تنت
تو از دلِ این شب، راه و درمیاری
قویتر از این ترس، تو خودِ بیداری