چرا خوابم نمیگیره از این احساس بیزارم
با اینکه سهم من نیستی ازت دست بر نمیدارم
چه حالی دارم این شب ها بازم کاغذ بازم دیوار
بازم احساس تنهایی بازم فکر و بازم تکرار
به چشمام خیره میمونی من از تو مینویسم باز
میگی تا آخرش هستی من از نو مینویسم باز
یه حسی توی قلبم هست که میگه ماله هم میشیم
میگه هستم میگه هستی میگه عاشق ترم میشیم
تو هستی و ترانه باز از اسمت جون میگیره
انگار زندس نفس داره تا هستی هست نمیمیره
یه سین از اوله اسمت به هفت سینم یدهکارم
که تا ساله رسیدن بت همون جاست ، بر نمیدارم!