شب، شکسته روی شانههام
سایههام میرقصن با صداهای خاموش
ماه سرخ، از خونِ آسمون میچکه
فریاد میزنه، ولی کسی نمیشنوه
ماه سرخ!
پشت ابرای سیاه پنهون نشو
ماه سرخ!
بزن شعله به خوابای خستهمون
تنهامون، زخمی از مسیرای بیپایان
چشمامون، پر از جنون و بیقراری
هر ضربهی قلب، مثل طبل جنگ میکوبه
میدونیم سقوط میکنیم ولی میخونیم
ماه سرخ!
بزن نور به زخم شبای سرد
ماه سرخ!
راهی باش واسه فردای بیخوف