

Prompt / Lyrics
ز میخانه و حرمسرا بردیم چه شودتا که شود تنها ماندیم ز گهواره ای بیش نبود چه شود تا نشودز تو بیش صبور از جویبار عشق ز لبانت نبود هرچه داشته و نداشته ربود از پشت خنجر زنان آمدی مرا ربوده و کشته به درد آوردی از نهال پر بار سر سبز وتن چه کند آن کوهانت بر تو تن از هانگ٫ شایان٫ ذکریا همه مستن و کشیده و گرم چه مرا راهی حرمسرا نمودی همه را دست به سینه و پا فرمودی چه ice باشد و چه crystal هر دو چیزی بیش نیست در خیال آن و تو و ایشان و همه تنها کس که تنهاست بنده از صبح تا شب sex شب تا صبح همه با text ز کتاب جان باشد طلف مرا تا جان دارم تا مرگ حدر نیست چیزی که من از یاد روم ز درخت دانش شود پیر آنچه داشته و نداشته شود دیر چه شود تا که شود تنها ماندیم چه شود تا نشود ز تو عقب مانده ایم
Tags
Traditional Persian folklore music, male voice, harp, chello, violin
3:29
No
4/20/2026