🎬 Intro – Emotional male vocals:
تویی مثلِ یه پِرَنسِس، اون بالا، تویِ یه بُرجِ بلند
مسیرِ سخت و پُرپیچ، کسی طاقت نمیآورد از این بند
کسی نمیرسید بهِت، همه ترسیده بودن از راه
ولی من با اَسبِ سفیدم، اومدم، بی هییچ ترس و بی نِگاه
رَد شدیم از شُعلهها، از حرفایِ پوچ مردُم
گفتم این راهو میریم، حتی اگه همه دشمنند
دستتو گرفتم، رد شدیم باهم از شبهایِ سخت
از همونجا فهمیدم، عشق یعنی فرار به سمتِ فهم
🏕️ Verse 1 - Male Vocals:
من تو فکرِ رفتن، تو یه دل، که منو صدا زد
بهار شمال، یه چادُر، یه دنیایِ بیقانون
شبِ اول، صدایِ گیتار و موسیقی و ستارهها بالا سرمون
یه لبخندِ سادَت، شد آغازِ قصهیِ با هم بودنمون
زیپلاینِ سِوان، فریادمونو باد رها کرد
قلبت لرزید، مثلِ من، وقتی آسمون نگاهمون کرد
گفتی: «با کسی راه نمیام، اگه از تهِ دلم نباشه»
گفتم: «منم دنبالِ کسی ام، که رو روحِ من نقّاشه»
💞 Chorus 1 - Female vocals:
تابستون تویِ چادُر، هنوز تو ذهنَمه
لحظههایی که گذشت، اما انگار همین امروزه
تو سفر، با تو آشنا شدم، دل رو دادم بیدلیل
حالا پنج سال باهمیم، هر روز تازهتر از قبل و اصیل
🛣️ Verse 2 - Male vocals:
کَمپ شد خونه مون، جاده شد خطِّ زندگی
تو کنارمی، حتی وَقْتی دُنیام تاریک و بیصِداست
تو اون سَحری که شبهامو روشن کرد، بیچراغ
منم ایمانی که هنوز برات میسازه شعر، فقط از یه نگاه
تو گفتی: «هر سفر یه کتابه»، من گفتم: «تو عٌنوانشی»
تو گفتی: «ماجَراجویی دوست دارم»، گفتم: «منم همیشه اونیَم که همراهشی»
تو کوه، کنارِ دریا، تویِ هر فصل و لحظه
تو با منی، و این یعنی، دنیا دیگه چی کم داره از قصه؟
🌅 Final Chorus - male and female vocals:
بهار تویِ سفر، شد آغازِ قصهمون
با اینکه پنج سال گذشته، ولی هنوزم تویِ اون لحظه مون
تو سفر با تو عاشق شدم، تویِ باد و خاک و نور
با تو زندگی یه جادّهست، که هر قدمِش پُر از شور