چشمان من دنبال توست ای دختر شیرین نازم —در کهکشانِ قلبم، تنها نورِ حدیث جان میدرخشد،
موجهای اقیانوسِ احساس، آرام به سوی او جاریاند،
و مهتابِ شبهای دلتنگی، با یاد او جان میگیرد.
نامِ او در تمام ستارههای آسمانِ دل من نوشته شده است،
هر تپشِ قلبم، ترانهای از عشق و آرامش اوست،
و جهان در حضورش رنگی از بهشت به خود میگیرد.
اگر صحرا باشم، او بارانِ رحمت و امید من است،
اگر دریا باشم، او آرامترین ساحلِ وجود من است،
در هر نفس، حضورش معنای زندگی را زنده میکند.
ای حدیث جان، ای گلِ نازِ باغِ دلِ پدرت،
اگر شب فرا رسد، تو مهتابِ روشنِ راه منی،
اگر راه گم شود، تو ستارهی هدایتِ منی.
و اگر جهان خاموش گردد، نام تو چراغِ قلب من است،
در میان کهکشانها، تنها تو حقیقتِ عشق منی،
و لبخندت زیباترین آرامشِ ابدیِ جان من است.
تو را در موجها، در ساحلها، در گلها و نورِ خورشید میبینم،
در سکوت صحرا و آواز دریاها نامت را میشنوم،
و زندگی، با وجود تو، معنای عشقِ بیپایان میگیرد.
حدیث جان… تو نه فقط دخترم،
تو روشنترین بخشِ وجودِ منی،
و تمام جهان در قلب کوچک تو خلاصه میشود. 💛🌙